عشق من سهراب
از هیچستان سهراب تامن با عشق به سهراب اغاز شده بعد از 5سالگی وبلاگ جمرک
شهر ما همانند هیچستان سهراب شده سالها می گذرد و هیچستان سهراب در اظلاع غربت به فراموشی رفته وکسی نمی پرسد چرا روی پوستر ها در یادگاری چرا کسی ادامه شعر "به سراغ من اگر می اید نرم واهسته بیایید .مباداترک بردارد چینی نازک تنهایی من" نمی نویسد به "سراغ من اگر می ایید پشت هیچستانم
"
بسمعه تعالی
بوی خدمت گذاری(دائمی یا قراردادی
این روزها دوباره بوی انتخابات شهر را پرکرده است نمی دانم حس ها و مشام هامون دیگر قادر به شناسایی این بوها نیست یا این بوها انقدر در تمام طول سال ها وجود داشته که به ان عادت کرده ایم بوی خوب بوی بد .بوی 4 سال انتظار خدمت گزاران قرادادی به مشام میرسد که پیمان ان خدمتگزاری برای دو هفته است ودیگر این قرارداد هیچ کجا تمدید نمی شود نه در شورا ونه در مجلس و ..وحتی بعد ها از خود شرم دارند که چرا خود را زمانی خدمتگزار مردم معرفی کرده اند.چقدر مردم صبورند وقابل انعطاف ای کاش بعضی وقت ها می شکستیم و خواب خفتگان خفته رابا گلویی سوتک وار در دهان کودکی گستاخ وبازیگوش در هم می شکستیم وصدای شکستن را تا فرسخ ها می بردیم .خدمت گزاران قرار دادی امروز در تمام شهر موجودند و حاضر به همه کار هستنند از خادم ملت تا گار گر شهرداری تا کوچک من و شما و.....مسئولیت ووظیفه هر فرد اجتماعی جای خودش را به انزوا ودوری داده عجب تعویض نابرابری ؟ نه؟ بعضی هامون نه خیلی هامون دچار انچنان تضادی برای شرکت در انتخابات شده ایم که همچون دوگانگی را تا چهار سال دیگر به یاد نخواهیم داشت سوال جدی این جا است که راه کدام است ؟وبی راه کدام است؟((الله اعلم)) اما یک چیز را باید به ان اعتراف داشت وان هم این است که درکنار همه جنبه های منفی جنبه های مثبتی را هم می توانید در هر چیزی پیدا کنیم .امروز کسانی که ادعای خدمت وکاندیداتوری دارند کجا بوده اند؟ واین همان جنبه مثبتی است که می توانیم به ان بپردازیم بعضی ازان ها عبارتننداز:1 .خوبی این دوران این است که بعضی ها که تا کنون در عصر حجر زنگی می کرده اند ونمی دانستنند که داشتن موهایی بلند که در حیوانات نیز چنین ویژگی نادر است و نظامی وتمام شاعران نه در نثر ونه در شعر ونه در تخیال برای شیرین و لیلی نمی توانستنند متصور باشند (اگر غیر از این بود ما بدون شک ان را در اثارشان می دیدیم) یک چیز پسندیده برای جامعه نیست! امروز دست به دامان ارایشگاه ها افتاده اند.بد برداشت نشود که موی بلند چیز خیلی بدی است. نه .منظور این است که چرااو حالا به فکر کوتاه کردن موهای خود افتاده؟ پس در این چند سال ارایشگرهای مرد بی چاره ما از کجا پول باید درمی اورند.2. کسانی هستنند که از دادن حتی یک جواب سلام که "ارحم الراحمین" انرا هم واجب دانسته دریغ میکنند این جا است که می گوییم چقدرخداوند اگاه است که دیگر سلام کردن را واجب نکرده است .همچون کسانی امروز دم از پیگیری و طلب حقوق مردم می زنند که این خود حرفی به گزاف وتوهین به مردم چه معنای دیگری می تواند باشد.3.امروز در شهر ما بعضی از کا ندیدا انچنان سخن از اقتصاد ومعیشت مردم میزنند که گویی از کجا امده اند. سرفصل های فکری انان را نمی توان در هیچ کتاب ودانشگاهی یافت صد البته که این کاندید ها نظام موفق اقتصادی مالزی ودیگر کشور ها را خودشان طراحی کرده بودند و ما بی اطلاع بودیم.! وبدون شک گفتگوی ویژه شبکه دونیز حتما از انها بی اطلاع است والا چه لزومی داشت ازوزیر اقتصاد در برنامه های خود بهره ببرد.اینان همان کسانی هستنند که در کلاس درس به جز سوسک وحشی وکتک کاری والفاظ زشت ...هیچ چیزی را برای دانش اموزان این شهر نداشته اند وشیوه های تنبیه ای که به کار میبردند در زمان قاجار نیز بی سابقه بوده واگر شخص علم دوستی همچون امیر کبیروجود داشت که اورا همانند حسین علی (معلم خشن زمان قاجار) از معلمی معاف واو را به کوه وبیابان برای چرای گاومیش ها می فرستاد .(افسوس نه ما در زمان امیر کبیریم ونه امیر کبیر در زمان ماست ونه مدیران مافوق همچون دل و جراتی دارند)بله همچون شخصی که دانش اموز وقتی باید به او نگاه کند ارامش یابد از ترس زدن با شیلنگ در زمستان از خود می لرزد امروز باید هم،هم چون ژستی به خود بگیرد که مهربان تر ازاو نه در بیداری و نه در خواب دیده ایم.(به شهادت همه دانش اموزان این معلم فرهنگی) فرهنگی..................فرهنگی که نام معلم را بی فرهنگ کرده و شان معلمی را نیز زیر سوال برده 4. بعضی افراد هم که قبلا در پست های مدیریتی شهربوده اند ودر زمان مدیریتی خود حتی یک با ر به نفع منافع مردم برنخاسته اند امروز ازمون کردن دوباره ان ها بی فایده است این را نه ما می گوییم بلکه بزرگان گفته اند"ازموده را دوباره ازمودن خطاست" زیرا همین افراد زمانی از تمام طرح های منفی اینده شهر با خبر بوده اند اما صندلی قدرت را چنان چسبانده بودنند ودم بر نیاوردنند که تنها نیروی فوق العاده باز نشستگی توانست حریف ان ها شود.(درود بر قانون کار)
5.ولی بعضی وقت ها هم خدمتگزارانی از جنس مردم وهم معلمانی بوده اند که برای دانش اموز هیچ چیز دریغ نکرده اند وهمه چیز را به میدان علم داده وخود را تسلیم دانش میدانستتند از حق نگذریم چنین افرادی سزاوار ستایش اند اما رسم برای است که همان افراد هم اگر شعار خدمت سر دادند نیز در همان دسته خدمتگزاران قراردادی می روند که باید بین ان ها فرق قائل شویم.انصافا فرق قائل شویم.
بله در چنین اوضاع وحشتناکی تعویض میان مسئولیت وحضور در اجتماع جای خود را به انزوا وبی تفاوتی میدهد.با این روند ودوری گزیدن افراد واقعا فرهنگی وبا مسئولیت" دیر" به کجا می رود ؟برای بعضی کاندیدا ها تنها خود 24 اذر مهم است ونه نفس وجایگاه 24 اذر. نه برای ان ها خود 24 اذر هم مهم نیست مهم شب 24 اذر واعلا م نتیجه مهم است.واگر در لیست بودند که مردم را چه با فرهنگ ونجیب می دانند واگر نبودند که معلوم است مردم را به نداشتن بلوغ سیاسی متهم میکنند .وای اگر این افراد پیروز شوند که دیگر شهراباد است اباد اباد! وبه صداو سیما نامه میدهند که دیگر به ما نگید منطقه محروم .باشه!.چون اصولا با این وعده ها ما دیگرنه نیاز به بودجه های سالانه داریم نه به سفر رئیس جمهور .بله ما چنین نخبگانی در شهر داریم وخود خبر نداریم البته همه چشمی نمی توانند ان ها راببیند بلکه چشم دل می خواهد. لزوم ایجاد فضایی که واقعا افرادی که از صحنه خود را دور نگه داشته می شوند حس می شود و مردم باید خود به سوی انها رفته واز افراد فرهنگی دلسوز ودر یک کلام کسانی که تشنه مقام نباشند حمایت کنند. (از مقاله تنها یک برداشت کنید وان هم ان چیزی که می خوانید،بدون بی احترامی به فردی.( البته بی احترامی با واقعیت فرق دارد))
باز امدم از چشمه خواب ، کوزه تر در دستم
مرغانی می خواندند. نیلوفر وا می شد
کوزه تر بشکستم
دربستم
ودر ایوان تماشای توبنشستم.
شهر ما همانند هیچستان سهراب شده سالها می گذرد و هیچستان سهراب در اظلاع غربت به فراموشی رفته وکسی نمی پرسد چرا روی پوستر ها در یادگاری چرا کسی ادامه شعر "به سراغ من اگر می اید نرم واهسته بیایید .مباداترک بردارد چینی نازک تنهایی من" نمی نویسد به "سراغ من اگر می ایید پشت هیچستانم
"
بسمعه تعالی
بوی خدمت گذاری(دائمی یا قراردادی
این روزها دوباره بوی انتخابات شهر را پرکرده است نمی دانم حس ها و مشام هامون دیگر قادر به شناسایی این بوها نیست یا این بوها انقدر در تمام طول سال ها وجود داشته که به ان عادت کرده ایم بوی خوب بوی بد .بوی 4 سال انتظار خدمت گزاران قرادادی به مشام میرسد که پیمان ان خدمتگزاری برای دو هفته است ودیگر این قرارداد هیچ کجا تمدید نمی شود نه در شورا ونه در مجلس و ..وحتی بعد ها از خود شرم دارند که چرا خود را زمانی خدمتگزار مردم معرفی کرده اند.چقدر مردم صبورند وقابل انعطاف ای کاش بعضی وقت ها می شکستیم و خواب خفتگان خفته رابا گلویی سوتک وار در دهان کودکی گستاخ وبازیگوش در هم می شکستیم وصدای شکستن را تا فرسخ ها می بردیم .خدمت گزاران قرار دادی امروز در تمام شهر موجودند و حاضر به همه کار هستنند از خادم ملت تا گار گر شهرداری تا کوچک من و شما و.....مسئولیت ووظیفه هر فرد اجتماعی جای خودش را به انزوا ودوری داده عجب تعویض نابرابری ؟ نه؟ بعضی هامون نه خیلی هامون دچار انچنان تضادی برای شرکت در انتخابات شده ایم که همچون دوگانگی را تا چهار سال دیگر به یاد نخواهیم داشت سوال جدی این جا است که راه کدام است ؟وبی راه کدام است؟((الله اعلم)) اما یک چیز را باید به ان اعتراف داشت وان هم این است که درکنار همه جنبه های منفی جنبه های مثبتی را هم می توانید در هر چیزی پیدا کنیم .امروز کسانی که ادعای خدمت وکاندیداتوری دارند کجا بوده اند؟ واین همان جنبه مثبتی است که می توانیم به ان بپردازیم بعضی ازان ها عبارتننداز:1 .خوبی این دوران این است که بعضی ها که تا کنون در عصر حجر زنگی می کرده اند ونمی دانستنند که داشتن موهایی بلند که در حیوانات نیز چنین ویژگی نادر است و نظامی وتمام شاعران نه در نثر ونه در شعر ونه در تخیال برای شیرین و لیلی نمی توانستنند متصور باشند (اگر غیر از این بود ما بدون شک ان را در اثارشان می دیدیم) یک چیز پسندیده برای جامعه نیست! امروز دست به دامان ارایشگاه ها افتاده اند.بد برداشت نشود که موی بلند چیز خیلی بدی است. نه .منظور این است که چرااو حالا به فکر کوتاه کردن موهای خود افتاده؟ پس در این چند سال ارایشگرهای مرد بی چاره ما از کجا پول باید درمی اورند.2. کسانی هستنند که از دادن حتی یک جواب سلام که "ارحم الراحمین" انرا هم واجب دانسته دریغ میکنند این جا است که می گوییم چقدرخداوند اگاه است که دیگر سلام کردن را واجب نکرده است .همچون کسانی امروز دم از پیگیری و طلب حقوق مردم می زنند که این خود حرفی به گزاف وتوهین به مردم چه معنای دیگری می تواند باشد.3.امروز در شهر ما بعضی از کا ندیدا انچنان سخن از اقتصاد ومعیشت مردم میزنند که گویی از کجا امده اند. سرفصل های فکری انان را نمی توان در هیچ کتاب ودانشگاهی یافت صد البته که این کاندید ها نظام موفق اقتصادی مالزی ودیگر کشور ها را خودشان طراحی کرده بودند و ما بی اطلاع بودیم.! وبدون شک گفتگوی ویژه شبکه دونیز حتما از انها بی اطلاع است والا چه لزومی داشت ازوزیر اقتصاد در برنامه های خود بهره ببرد.اینان همان کسانی هستنند که در کلاس درس به جز سوسک وحشی وکتک کاری والفاظ زشت ...هیچ چیزی را برای دانش اموزان این شهر نداشته اند وشیوه های تنبیه ای که به کار میبردند در زمان قاجار نیز بی سابقه بوده واگر شخص علم دوستی همچون امیر کبیروجود داشت که اورا همانند حسین علی (معلم خشن زمان قاجار) از معلمی معاف واو را به کوه وبیابان برای چرای گاومیش ها می فرستاد .(افسوس نه ما در زمان امیر کبیریم ونه امیر کبیر در زمان ماست ونه مدیران مافوق همچون دل و جراتی دارند)بله همچون شخصی که دانش اموز وقتی باید به او نگاه کند ارامش یابد از ترس زدن با شیلنگ در زمستان از خود می لرزد امروز باید هم،هم چون ژستی به خود بگیرد که مهربان تر ازاو نه در بیداری و نه در خواب دیده ایم.(به شهادت همه دانش اموزان این معلم فرهنگی) فرهنگی..................فرهنگی که نام معلم را بی فرهنگ کرده و شان معلمی را نیز زیر سوال برده 4. بعضی افراد هم که قبلا در پست های مدیریتی شهربوده اند ودر زمان مدیریتی خود حتی یک با ر به نفع منافع مردم برنخاسته اند امروز ازمون کردن دوباره ان ها بی فایده است این را نه ما می گوییم بلکه بزرگان گفته اند"ازموده را دوباره ازمودن خطاست" زیرا همین افراد زمانی از تمام طرح های منفی اینده شهر با خبر بوده اند اما صندلی قدرت را چنان چسبانده بودنند ودم بر نیاوردنند که تنها نیروی فوق العاده باز نشستگی توانست حریف ان ها شود.(درود بر قانون کار)
5.ولی بعضی وقت ها هم خدمتگزارانی از جنس مردم وهم معلمانی بوده اند که برای دانش اموز هیچ چیز دریغ نکرده اند وهمه چیز را به میدان علم داده وخود را تسلیم دانش میدانستتند از حق نگذریم چنین افرادی سزاوار ستایش اند اما رسم برای است که همان افراد هم اگر شعار خدمت سر دادند نیز در همان دسته خدمتگزاران قراردادی می روند که باید بین ان ها فرق قائل شویم.انصافا فرق قائل شویم.
بله در چنین اوضاع وحشتناکی تعویض میان مسئولیت وحضور در اجتماع جای خود را به انزوا وبی تفاوتی میدهد.با این روند ودوری گزیدن افراد واقعا فرهنگی وبا مسئولیت" دیر" به کجا می رود ؟برای بعضی کاندیدا ها تنها خود 24 اذر مهم است ونه نفس وجایگاه 24 اذر. نه برای ان ها خود 24 اذر هم مهم نیست مهم شب 24 اذر واعلا م نتیجه مهم است.واگر در لیست بودند که مردم را چه با فرهنگ ونجیب می دانند واگر نبودند که معلوم است مردم را به نداشتن بلوغ سیاسی متهم میکنند .وای اگر این افراد پیروز شوند که دیگر شهراباد است اباد اباد! وبه صداو سیما نامه میدهند که دیگر به ما نگید منطقه محروم .باشه!.چون اصولا با این وعده ها ما دیگرنه نیاز به بودجه های سالانه داریم نه به سفر رئیس جمهور .بله ما چنین نخبگانی در شهر داریم وخود خبر نداریم البته همه چشمی نمی توانند ان ها راببیند بلکه چشم دل می خواهد. لزوم ایجاد فضایی که واقعا افرادی که از صحنه خود را دور نگه داشته می شوند حس می شود و مردم باید خود به سوی انها رفته واز افراد فرهنگی دلسوز ودر یک کلام کسانی که تشنه مقام نباشند حمایت کنند. (از مقاله تنها یک برداشت کنید وان هم ان چیزی که می خوانید،بدون بی احترامی به فردی.( البته بی احترامی با واقعیت فرق دارد))
باز امدم از چشمه خواب ، کوزه تر در دستم
مرغانی می خواندند. نیلوفر وا می شد
کوزه تر بشکستم
دربستم
ودر ایوان تماشای توبنشستم.
+ نوشته شده در شنبه 11 آذر1385ساعت   توسط هیچستان
|