تبليغاتX
وبلاگ تحلیلی اجتماعی بندر دیر

وبلاگ تحلیلی اجتماعی بندر دیر

""""" ساده بیندیشیم اما ساده اندیش نباشیم همین""""

زینو .علی هوشمند

*سلام

1.باید همیشه ممنون باشم از کسانی که به این وبلاگ سر میزنند.**مدتی تهران بودم نتونستم اپ کنم.

***پارس شمالی عجب مثنوی بلند وبالایی دارد..باید گذاشت وگذشت

****جواد بدیع زاده باز ای ودل تنگ مرا مونس جان باش....شد خزان گلشن اشنایی..

*****شعر مسکن همه درد هاست با شعر ادم به ارامش می رسه.هر وقت خیلی شادی طنز" مرحوم گویا" ..هر وقت دلت گرفته" مرحوم ماث"(روحش شاد)...هر وقت غریبی "سهراب سپهری"....هر وقت همه حالتی داری "ایرج میرزا".......هر وقت از ادمیان فراری بودی "نیما" ..اصولا همه شعر ها قشنگن ......

******از دبستان مجموعه شعری داشتم که زیاد می خوندمش(مال جناب مهندس بود ،دلم برات تنگ هم شده.)گذر عمر این مجموعه را از ما جدا کرد..حدود یک ماه پیش نشستم و خونه رو زیر و رو کردم تا پیداش کردم. جلد نداشت اما تنش سالم بود..زینو...جناب هوشمند ...ادعایی ندارم ولی 70 در صدش رو هنوز حفظم بود..ولی کار از محکم کاری عیب نمی کنه....واینک ماییم و زینو همان تلنگر نام مادری ..همان پری دوبیتی ها ...همون حضرت زینب(س) همون .....همه خوبان

                                                                        ******** 

  زینو

بانوی دشتهای دشتستان

شیر اوژن اشکفتهای جاشک

بانوی گندمزار

بانوی جنگ،بانوی کار

میاید

با قامتی به هیبت فریاد

گیسو سپید ، مقنعه بر سر

داغ چهار جگر گوشه بر دل

می اید

از پشت نخلستان اتش

کل می زند وشروه می خواند

" خبر اومد که دشتستون بهاره

زمین از خون یاران لاله زاره

خبر بر مادر پیرش رسونید

که فایز یک تن ودشمن هزاره"

زینو

بانوی گرمسیری شعر جنوبیم

دل را میان دست فشرده

چون گرد و باد

می پیچد و می اید

در زیر گامهایش

زمین ترک بر می دارد

از هر ترک، صد لوله تفنگ

دهان می گشاید

در چشمهای روشن استوائیش

اسب افتاب شیهه می کشد

زینو

بانوی افسانه های محلی

پری دوبیتی های فایز

اینک شکسته وار

ستوار  می اید

تا در مراسم تشیع پنجمین جوان شهیدش

یک نخلستان دوبیتی

شروه بسراید

از کوچه های خاکی بندر

اینک صدای سنج ودمام می اید

در زیر تابوت پنچجمین جوان شهیدش

اشک می ریزد و دعا می خواند

زینو

بانوی گرمسیری شعر جنوبیم

علی هوشمند

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت   توسط هیچستان  | 

جوابیه ای خدمت هفته نامه وزین نسیم جنوب واقای مصطفوی

اقای مصطفوی عزیز نویسنده محترم *پارس شمالی مال من است.*
اقای مصطفوی عزیز

دوست دارم شما بعنوان یک نویسنده که نوشته تون در یک هفته نامه استانی نیز چاپ شده برای سوالات مردم شهر من یعنی بندر دیر پاسخی قانع کننده داشته باشید.موضوع پارس شمالی اصلا یک مسئله ملی یا استانی نیست.شما که پا در وادی این مقوله گذاشته اید حتما استحضار دارید که پارس شمالی باید سالها پیش مورد بهره برداری قرار می گرفت ولی از یک سو به دلیل نیروی تحصیل کرده کم و عدم دسترسی به مهندسین کشور واز سوی دیگر به میان کشیده شدن موضوع پارس جنوبی این طرح را به تاریخ واگذار کرد.پارس شمالی اتفاقا عیار مناسبی برای نشان دادن تبعیض و لابی های مختلف در استان است و ما از این بابت خدا را شکر می کنیم. در این جنجال های یک سال ونیم اخیر که محل استقرار پروژه پارس شمالی موضوع مورد بحث بین اهالی شریف دیر ودشتی بوده است و در همه این مدت و با وجود همه جنجال ها وهمه تبعیضاتی که در حق مردم مظلوم دیر روا داشته شده، دیدگاه جنابعالی که سهم خواهی مردم شریف دشتی را نشان می دهد جالب توجه است.بنا به گزارشات مکتوب وزارت نفت واستانداری بوشهر و تحقیقات سالهای نخستین در راستای بر پایی این پروژه که هنوز نیز اثار این اکتشافات موجود است.این پروژه در بخش بردخون بندر دیر بوده واین که جنابعالی فرموده اید که مردم شریف دشتی نیز مدعی وجود این میدان در شهر خود شده اند ما را جدا شگفت زده کرد واز طرف دیگر خوشحال .یک کم به مظلوم بودن مردم دیر در استانداری شک کردیم که اگه این گونه است که اصلا نیاز به جر وبحث نداشته وهر گاه که دولت جمهوری اسلامی بودجه این طرح را تامین کند بدون شک این پرژه در دشتی خواهد بود ولی متاسفانه یا خوشبختانه تا کنون مردم شریف دشتی و علی الخصوص کسانی که حامی انتقال این تاسیات هستنند به این دیدگاه سوق داده نشده بودند که بی شک با نوشته جنابعالی بهانه ای جدید برای انتقال این تاسیسات ساخته وپرداخته شده. وتمام حرف اقایون این است که پارس شمالی نباید در بندر دیرباشد/.به همین سادگی ./این موضوع باید برای دیگر مخاطبان عزیز هم استانی که کمی دور از این دو شهر هستنند پیچیده نکنیم واصل موضوع را با مردم و وجدانهای اگاه استان بوشهر در میان گذاشته وقضاوت را بر عهده ی خودشان بگذاریم.مردم شریف دیر پیش از ان نیز با انتقال همین زیارت که شما نام برده اید موافقت کرده اند ..اقای مصطفوی عزیز مردم شریف دیر پارس شمالی نمی خواهند ولی این روش جابجایی منابع شهر دیر ونادیده گرفتن مرزهای جغرافیایی هر شهرستان به هیچ وجه درست نیست .و ساده ترین راه حل نیز انتقال بردخون همانند زیارت به دشتی است ودیگر همه بحث ها تمام می شود. هر وقت جنجالی در استان ودر جامعه های کوچک مانند شهر ما اتفاق می افتد واژه های ملی واستانی به میدان می ایند و به شدت تمام وکمال دلربایی می کنند معلوم نیست پیش از این کجا بوده اند.اگر بعضی وقتها در تعاریف واژه ها مشکل داشتیم ونتوانستیم برای فررزندان خود تشریح کنیم فقط کافی است تعریف عدالت ومظلومیت را در چهره مردم وشهر عزیز دیر ببینید تا معنی عدالت این گونه مشخص شود:طرحی به اتفاق نظر 100 در صد کار شناسان ومردم دیر وحتی مردم شهر دشتی در منطقه بردخون قرار دارد.ولی ما نباید اجازه دهیم این طرح در شهر دیر اجرا شود.اقای مصطفوی معنی عدالت را این گونه برای دوستان واشنایان خود بیان کنید./ایا شما تا کنون در جلسات توجیحی این طرح شرکت داشته اید تا بدانید با استقرار این پروژه در بندر دیر چقدر مردم دشتی نیز سود می برند. ایا شما نظرات کارشناسی و اقلیم خاص منطقه را نیز در نوشته تون بکار برده اید ایا میدانید که با استقرا این پرژه در دشتی دیگر مردم دیر نمی توانند در این محل به دلیل وجود باد های خاص این اقلیم زندگی کنند واین توجیه ویا بهانه نیست بلکه نظر کارشناسان محیط زیست وجغرافیا است. این طرح با تمام معایب ومحاسن در شهر ستان دیر واقع است وباید نیز در این منطقه اجرا شود.این که شما بردخون را تا ابد ازان دشتی می دانید صرف بر مشاهدات تاریخی است که ما نیز عقیده مون بر خلاف شماست ولی اگر این گونه است در یک ویژن بزرگتر نگاهی به طول وعرض کشور خودمون در تاریخ بیندازید ایا اکنون می توانیم مدعی باز پس گیری حتی یک وجب از خاک این کشور ها باشیم.وفایز را نیز همچنین.جنابعالی استحضار دارید که هنوز در مورد جایگاه تولد وفات و زندگی مرحوم فایز هیچ مدرک قابل اعتنایی وجود ندارد ودهها تحقیق وپژوهش های محققان استان به حدس وگمان پایان یافته است(اقای عبدالمجید زنگویی، کتاب فارس وجنگ بین الملل از اقای رکن زاده وکتاب دانشمندان وسخن سرایان فارس مجددا از اقای رکن زاده).ان چه در سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی مهم است اتحاد بین تمام مردم ایران که در جز شامل همین شهرستان ها می شود.ولی این دلیل نمی شود که اگر شهرستان دیر فردی را بعنوان استاندار یا معاون استاندار نداشت سر این شهر را ببرند وصدای مردم هم در نیاید و وظیفه هفته نامه وزین نسیم جنوب و نویسنگان این هفته نامه اطلاع رسانی دقیق به مردم شریف استان و مهم تر زیر پاگذاشتن احساسات و غرض ورزی ها وتکیه بر اطلاعات علمی است.این چه پارس شمالی است که متعلق به تمام ایران است به جز محل استخراج این منابع.فکر نمی کنید در تعاریف واژه ها ما نیاز به یک بازنگری جدی داریم.از استاندار محترم بوشهر که نزدیک به دو سال است مردم کل استان را معطل این طرح گذاشته تقاضا می شود در تصمیم قاطع وعدالت محورانه رئیس جمهور صحه گذاشته وبیش از این جو تشنج را در استان ادامه ندهد.و با ایجاد این طرح تمام استان و کشور عزیز مون وعلی الخصوص شهر ستان دشتی که در راه مواسلاتی انتقال این منابع وتولیدات این طرح قرار دارد بهره مند شوند و با ایجاد همدلی واتحاد زمینه ساز پیشرفت های به حق و به جا این استان محروم شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت   توسط هیچستان  | 

شرمنده ی دوستان خوبم

سلام

*از اقا جواد به اندازه نیمی از عمرم تشکر می کنم/چیز خاصی نبوده دوباره سعی می کنم هوام خوش باشه

**شنیدم بعضی ها رفتن مشهد/ نه از جنس سوغات اول برامون اوردن نه از نوع دوم.باشه /در همین راستا حرفم را ازهدایت یوسفی بابت شام مفصل همون بعضی ها پس گرفته وکاملا تکذیب می کنم.

****ما به دعوت حیدر خان به بازی ارزوها دعوت شدیم حالا توش گیر کردم ومجبورم مطاوعت کنم

فقط قول بدید مسخره م نکنید

اما بازی ارزوهای من

1.اول این که همیشه مریضی باشه فقر باشه بدبختی باشه محرومیت همیشه بر شهر ما چیره باشه تا قدر سلامتی و بی نیازی واز این جور چیزها رو بدونیم.

2.همیشه از کوچیکی دوست داشتم حافظ قران باشم واین بی نهایت ترین ارزوی من بوده ..ولی سعادتش رو نداشتم

3. دوست دارم بعد از مادرم حتی یک روز ویک ساعت هم زنده نباشم درسته شعاره ولی دوست دارم در هر شرایطی در هر پستی در هر جایگاهی که بودم روز مرگ من ومادرم یکی باشه.

4.هر چند مدرسه سازی وساخت مسجد نیز کار بسیار شایسته ای ولی دوست دارم یه روزی بتونم یه سالن مطالعه توپ بزنم

5.درس خوندن وپیشرفت در علم هم یکی از اون هدف هاست که در اولویت هست.

6. وتو ای مهدی(عج) چه روزی واز پس کدامین جمعه خواهی امد دوست دارم وارزو میکنم که تو بیایی ولی نمی دونم تو می خواهی بیایی چه کار کنی ما از شناخت رسالت تو عاجزیم ماهمه در راه امدنت داریم سنگ اندازی می کنیم و فریاد هم می زنیم مهدی بیا مهدی بیا.ما نمی دانیم اگر توبیایی چه می شود واگر نیایی چه بر ما نقصان پیدا میکند .....ولی با این همه مهدی تو بیا/ به عقل ناقص من بسنده نکن بیا تا به من بیاموزی که برای چه امده ای

همین به نظرم اصلا هیچ کدومشون به ارزو شبیه نبود نه.ما اینیم دیگه کاریش نمیشه کرد

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت   توسط هیچستان  |