از 500هزار تا 500 میلیون
*برای خارج شدن وبلاگ از فضای نوشته پیش که به بعضی از دوستان برخورده مجبور شدم مطلب جدیدرا زود تر از موعد مقرر بگذارم.
از 500هزار تا 500 میلیون
نمی دانم با دیدن این تایتل چه حسی بهتون دست داد ولی قطعا حس بدی نبوده.بسیاری از افراد در یک ماه و بعضا دوماه تلاش می کنند تا بتوانند به اندازه همین گزینه اول(500هزار)کسب در امد کنند وچرخه زندگی را بچرخانند و نگذارند دست دهر انان را مغلوب کند.اما قطعا افرادی که از گزینه دوم برخوردارند اگر نگوییم کم نیست زیاد هم نیست.
این دو خط را وارد کارزار انتخابات می کنیم و سعی می کنم که از حوزه استان بوشهر و دیر وکنگان وجم بیرون نروم تا برای دوستان هم استانی و هم حوزه ای(دیر کنگان وجم)ملموس باشد.استان بوشهر با داشتن انواع واقسام محرومیت ها در بسیاری از حوزه ها یکی از استانهای محروم کشور است و ریشه بسیاری از محرومیت ها مادی و اقتصادی(همون امکاناتی) خود ریشه در محرومیت های فرهنگی دارد.به جرات می توان گفت که تا کنون ما نماینده ای که بتواند در مجلس قدی علم کند و طرحی نو برای کشور و یا استان داشته باشد نداشته ایم و این که گفتم یک ارمان بود ولی متاسفانه نمایندگان حوزه دیر وکنگان وجم در صدر طرح های شکست خورده وسطح پایین هم مشاهده نمی شوند.سطح تحصیلات وقدرت تکلم نمایندگان ما در طول 12سال گذشته در مجلس از پایین ترین سطح های رایج در کشور بوده.البته نباید این نکته را فراموش کرد که در برابر مردم خود در فصل تبلیغات چنان کوبنده وبا قدرت صحبت می کنند که اگر این طوری در مجلس حرف می زندند "اعلمی" و امثالهم فرار را بر قرار ترجیح می دادند.خوب یکی از راه های برون رفت از این مشکلات در گیر کردن نخبگان و اوردن انان در صحنه هست.حال فرض کنید که یک دکتر و یا مهندس از این دیار بخواهد کاندید شود !قطعا با اولین مشکلی که برخورد خواهد کرد نداشتن قدرت مالی کافی برای شرکت در انتخابات است اگر کف حقوق یک مهندس را همان 500هزار در نظر بگیریم و همچنین کف هزینه های یک ستاد تبلیغاتی در این منطقه 500میلیون (البته تاکید می کنم که این کف هزینه هاست چون یکی از کاندید ها که در دوره پیش موفق هم نشد رای مردم را از ان خود کند می گوید 700میلیون هزینه داشته ام).ایا یک فرد تحصیلکرده ومتخصص که عزمی جدی در بازکردن گره کور مشکلات مردم دارد می تواند موفق شود.این نکته را فراموش نکنیم که برای بسیاری از کاندید ها مثل اب خوردن است که که زیر چتر مالی احزاب و گروهها ومهم تر باندها واشخاص بروند.کما این که در دوره پیش این اتفاق افتاد ولی ان احزاب واشخاص که بهتر است بگوییم مافیا از ان جوان تحصیل کرده ومتخصص به ندرت اتفاق افتاده که حمایت کنند .در این بین نقش مردم چیست؟ایا این مردم نیستنند که می توانند معادلات را برهم بزنند وخود پای صندوق های رای سرنوشت خود را رقم بزنند ولی باید توجه داشت که روشهای تبلیغاتی وبازار گرم شایعات تا لحظه پایان رای ریزی هم ادامه دارد و می تواند بارها در تصمیم یک شخص پارازیت بیندازد.به نظر می رسد دیگر دوره ازمون وخطا نیست بهتر است سنتی های امتحان پس داده خود بازنشسته شوند ودر عوض نیروهای جوان وتحصیلکرده به میدان بیایند ولی با این بازار اشفته تبلیغات راه بسار دشواری را پیش و رو دارند اگر بگویم راه محالی است حرف بی راهی نزده ام چون این در دوره پیش به واقعیت پیوسته........
**در پست بعد راز عقب ماندگی سه شهرستان مهم وحیاتی ایران (دیر و کنگان وجم)را در دوره اقای حاجیانی بررسی خواهیم کرد با واقع بینی و دیدن نکات مثبت ومنفی.از دوستان ساکن این سه شهرستان می خواهم در این باره نظرات خود را بنویسند.

