""""" ساده بیندیشیم اما ساده اندیش نباشیم همین""""
چون بوشهری و زاده بندر دیرم نمی توانم نسبت به سرنوشت مردمان استان و شهرم بی تفاوت باشم. من آنقدر بیکار نیستم که بخواهم از سر تفنن با نمایندگان این استان در مجلس وارد مجادله شوم یا با این مسئول و آن دیگری به بحث بنشینم. ولی درد آنقدر بزرگ است که نمی توان آسوده نشست و بر سر این آقایان که گویا خود را خدایان استان بوشهر می دانند فریاد نکشید. راستش را بخواهید شخصا اعتقاد دارم برخی از نمایندگان این استان از اداره خود نیز ناتوانند چه برسد به یک استان. هر روز که رسانه های این استان را ورقی می زنی درد انسان بیشتر می شود که چرا مردمان شهر من ناآگاهانه و بی تفاوت نسبت به پیامدهای انتخاب برخی افراد این چنین سرنوشت خود را به حراج می گذارند. انتخاب این چنین افرادی را بجد باید به بحث گذاشت و به مردم نسبت به انتخاب دوباره چنین افرادی هشدار داد. من نمیدانم اگر این عسلویه در این استان نبود و اگر این استان در کنار خلیج فارس واقع نشده بود آقایانی همچون ایدئولوگ بزرگ جناب عطارزاده و مدیر توانمندی چون قیصر صالحی در بیست و چهار ساعت شبانه روز چه کار دیگری جز به حراج گذاشتن این استان می توانستند انجام دهند: یکی نام این استان را به حراج میگذارد و بشکن میزند که ریس جمهور با عقیده او موافق است و دیگری بدنبال آن است که استان در استان بسازد. آقایان قیصر صالحی و عطارزاده یک بار صادقانه گریبان ایمان و خرد خویش را بگیرید واز خود بپرسید که اگر سادگی٬ بی سوادی و نا آشنایی این مردم با عواقب کنش سیاسی خود نبود شما اکنون کجا بودید؟ شما آقایان چنان بر مرکب سرنوشت این مردم ساده سوار شده اید و چنان از افسردگی سیاسی مردم استفاده نادرست میکنید که گویی کسی را یارای ایستادن در مقابل شما نیست. به خدا قسم که نخبگان این استان آنقدر از خیالبافیهای غیر عقلانی شما بدرد آمده اند که آن را به گذر زمان واگذاشته اند.
اما سخنی با مردم هم استانی و هم شهری
تنها یک چیزی را به شما یادآوری میکنم. شما یا واقعا به علم و داشتن علم ارزش قائلید یا نیستید. اگر ارزش قائل نیستید پس چرا اینقدر سعی در فرستادن فرزندان خود به مدرسه و دانشگاه دارید و از پرداختن هیچ هزینه ای در این راه کوتاهی نمی کنید و اگر به علم و صاحبان علم و عقلانیت ارزش قائلید پس چرا فرزندان تحصیل کرده خود را جدی نمی گیرید و از توانائیهای آنها در بهبود بخشیدن به سرنوشت خود استفاده نمی کنید. این استان انباشته از فرزندان فرهیخته خود است. به خود نگویید که آنها را نمی شناسیم. این وظیفه شماست که به سوی فرزندان فرهیخته خود بروید واز آنها یاری بطلبید. ساده می گویم شما در خرید ابتدایی ترین نیازهای خود با دقت تمام عمل می کنید ٬ پس چرا مهمترین امور یعنی سیاست را به دقت مورد بررسی قرار نمی دهید. این نکته را باید شجاعانه به شما مردم تذکر داد که بی اعتنایی به امر سیاست ٬ بی اعتنایی سیاست و سیاستمداران به شما را به همراه خواهد داشت. بی اعتنایی سیاست به یک منطقه یعنی نرفتن منابع به سمت آن منطقه ودر نهایت یعنی عقب ماندگی ودرد.
کنش سیاسی شما مردم تنها از بعد ایجابی و انتخاب برخوردار نیست. شما با انتخاب یک مسیر در واقع مسیر دیگر را حذف می کنید. به انتخاب های خود بنگرید و آنها را مورد تحلیل قرار دهید. بدون شک به این پاسخ دست خواهید یافت که شما غالبا با کنش سیاسی خود فرزندان فرهیخته خود را از ایفای نقش در استان و شهرتان باز داشته اید. روند زندگی امروز بشر به گونه ای است که بدون اعتماد بر خرد و دانش انسانی و بهره گرفتن از توان متخصصان و نخبگان هیچ ملتی قادر به تغییر سرنوشت خود نیست٬ نخبگانی که مطمئنا توانایی آنها باید بیش از آنی باشد که برخی از نمایندگان این استان از آن برخوردارند. من باز هم در این باره خواهم نوشت.