its nice but shoud groan of pain
cry eye out
break up my heart from restless
anyway short this fable
when the blossom falls down of branch
when the wind knocks on the door
and when fluctuating water spills
brilliants moon bright to it
دوستان خوبم سلام.
چند نکته
1.*ماه محرم رو خدمت تمامی دوستان تسلیت عرض می کنم حسین(ع)مظلوم دوعالم دنیا.اولیش مظلومیت در کربلا و دوم مظلوم از این که ما سیاه پوش حسینیم.مایی که از حسین خیلی دوریم .حسین(ع)عزیز خدا را شکر کن که ماها در کربلا نبودیم وگرنه پیکر پاکت به کرات بیشتر زیر سم های اسب خدشه دار میشد .چه عزایی بر تو سنگین تر که ما عزادار تویم ولی باور کن اقا جون تقدیر زندگی ما را با تو رقم زده حسین عزیز خوبیم بدیم هر چه ایم ارادتمند توایم هر چند به ظاهر .اقا جان ما با شناخت تو توانستیم واژه ایثار را بشناسیم............یاحسن.......
2.*برداشت اقا رضا از پست قبلی ام به شدت اشتباه و نادرسته یا حداقل منظور من این نبوده.نه قصد جانب داری از این شوار داشتم و نه تملق .فقط گفتم چشم ها را باید شست.
3.*به شدت هر چه تمام کمبود سوژه برای نوشتن دارم.البته نه که نیست اما وقتی بخواهی سیاسی که ننویسی از کسی هم انتقاد نکنی و همش بنویسی خوبه و خوبه دیگه چیزی نمی مونه.موقع انتخابات هم که منزوی بشی.........دیگه چیزی نمی مونه
4.*حرفها و خاطرات زیادی دارم برای گفتن به زودی مفصلا خواهم نوشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت   توسط هیچستان
|
سلام .وبلاگ نویسی و ان هم در حوزه های مصداقی و به خصوص شهری در شهر ما چهار الی پنج سال بیشتر قدمت ندارد و لی این چهار پنج سال به گواه شاهدان منصف بسیار بسیار تاثیر گذار بوده .برای شهری که از گذشته و تا کنون خبرنگار و نشریه ای نداشته چه از نوع مستقل و چه از نوع غیر مستقل .هر از چند گاهی بعضی از افراد به اصطلاح هنرمند که از درس و مدرسه عاصی می شدند و بیکاری بسیار بهشون اثر می کرد متینگ های متفکرانه می گرفتنند و برای خودشون می بریدند و می دوختنند.روند تاثیر گذاری بر روی احوالات شهر بوسیله جریان وبلاگ نویسی را می شه در یک نمودار سینوسی دید .گاهی وقت ها با صعود و بیشتر وقت ها با نزول همراه بوده.بعنوان کوچکترین عضو وبلاگ نویسی شهر دلیل این نزول ها را همان طور که قبلا هم نوشتم نداشتن مولفه هدفمندی در این جریان می دانم. یک وبلاگ نویس باید بداند برای چه می خواهد بنویسد و چه بنویسد و صرف بر پر کردن وبلاگ نباشد شاید بعضی وقت ها یک الی دو ماه یک وبلاگ نویس قادر نباشد مطلب جدید بنویسد و این به مراتب از نوشتن های مکررو تهی ارزش بیشتر دارد.تقابل اخیر شورای شهر که همگی از معلمین شهر هستنند با جامعه علمی(در این مورد هم بحث زیاد است)و به اصلاح هنرمندان و نخبگان شهر قابل تامل است .این شورا که از مقبولیت ابتدایی بسیار بسیار بالایی در اوایل کار برخوردار بود به طوری که نفر اول این دوره با اختلاف چشمگیر و منصفانه بگوییم با تبلیغات خیلی کم توانست گوی سبقت را از حریفان خود برباید به طور مثال در دوره قبلش دلقکک شهرستان دیر جناب شیخ طالب نتوانسته بود همچون کاری کند.این شورا در همان ابتدا با بی مهری های فراوان روبرو شد که کار به ان جایی رسید که یکی از اعضا موثر چندین بار استعفا می داد و پذیرفته نمی شد و اینک بعد از تقابل شوار با جامعه علمی و مردمان عادی و دانش اموزان امروز نوبت به تقابل با وبلاگ نویسان افتاده کار به جایی رسیده که یکی از اعضا شورا که از استادان عزیز خودم هست افرادی که در جریان جذب اعتبارات از منطقه ویژه خلل ایجاد کرده اند را یک مشت ادم ناشی و بی اطلاع می داند و با حالت گریه نیز این را می گوید نه از روی تنفر .بحرحال جای تامل دارد شاید ما خبر ندارم که این اقایون چقدر زحمت می کشند تا یک ریال برای شهرجذب کنند و همیشه قلم ماست که انتقاد می کند .این گونه افراد که من نمی خواهم مثل این عضو محترم شوار ان ها را ناشی بخوانم و بسیار بسیار زحمت کش و جوانانی پاک هستنند از چند سو فقدان های دارند .اول محصور بودن در جامعه بسیار بسیار کوچکی به نام شهر دیر .دوم بی اطلاعی از نحوه مدیریت هایی که توسط افراد شهر خودشون اعمال می شود.سوم میل به خود نمایی .چهارم که همیشه بر ان تاکید می کنم دور بودن از واقعیت ها و خیلی بی ادبانه اش گول خودشون زدن .باشد که اوضاع بهبود بیابد و این تقابل که شده بحث روز شورا با مردم ودانش اموزان تمام شود.
+ نوشته شده در شنبه 8 دی1386ساعت   توسط هیچستان
|