وضعیتی که ما در ان هستیم.....بخش اول
وضعی که ما در ان هستیم.1بخش اول(روابط ظاهری و رویاهای خیالی و دروغ پردازی به مردم)
سلام.اگر می خواهیم که وضع شهر و استان تغییر کند دیگر نباید همچنان ادامه دهنده ی راه نوشتن نامه به ریاست جمهوری و گله از فلان استاندار و مدیر کل بود.باید به خود بیاییم و به واقعیت ها و انچه که به مردم خورانده می شود نگاه کرد واقعیت ها را بپذیریم ،تعصبات را کنار بذرایم انوقت براحتی می توان شهر را اباد کرد چه از لحاظ عمرانی چه فرهنگی فقط نیاز به اندکی شجاعت در تصمیم گیری ها دارد.وضع فعلی ما بیشتر جنبه هوچی گیری و دهن پرکنی دارد .بندر دیر اصلا نگینی بر ساحل خلیج فارس نیست و نه بزرگترین اسکله صیای ایران و نه قدمت تاریخی دارد اینها برای مقدمات سخنرانی اقایون زیبا است و گرنه بر بار فرهنگی و اجتماعی شهر ذره ای اضفه نمی کند .ما خودمون هم مانده ایم که چرا می خواهیم همیشه با نام وعناوین زندگی کنیم.چرا همیشه دوست داریم خود را بیش از اندازه فقیر یا پولدار نشان دهیم .من هر وقت شبکه سه دانش اموزانی را نشان می دهد از شهرم که انواع حشرات و پشه ها دور صورت انها گرفته اند دلم می شکند باید دید این مظلومیت ایا دردی را دوا می کند یا نه بلکه بدتر چهره شهر را زشت تر به کل کشور معرفی می کند.من نمی دانم چرا این همه اصرار داریم بندر دیر را در هر جمعی و هر نوشته ایی بزرگترین بندر صیادی ایران معرفی کنیم این بندر بیش از 7 سال است که هیچ طرح توسعه ای در خود ندیده وضع ماهی گیری در این بندر بشدت افول کرده قیمت ماهی و میگوی این بندر امروز بالاترین نرخ در جنوب کشور دارد و متاسفانه نوشته هایی که سرشار تمجید و خود فریبی است دست نویسندگان دیگر را درجهت انتقاد بسته و سازمان بنادر و شیلات بیشترین سود از این یاوه گویی ها می برد چون هیچ مسئولیتی در قبال این بندر دیگر نمی بینند.من نمی دانم چرا این همه اصرار به داشتن قلعه و اثار تاریخی داریم اثار تاریخی ما بهترین ماوا برای معتادان و احشام ولگرد و حیوانات است اگر کسی بخواهد از این اثار تمجید کند موجودات غیر بشری هستنند نه انسان ها.افراشته استاندار قبلی بوشهر را چنان این مردم و نویسندگان وبلاگی تحت فشار گذاشتند بخاطر اینکه این بندر 6 ماه بدون فرماندار است ولی افسوس که بعد از انتخاب فرماندار یک نفر نپرسید کی امده چکار میکنه و .............تنها همین بس است که ما یکی داشته باشیم که نامش راببریم بگوییم فرماندار.وضع عقب ماندگی فعلی نشات گرفته از همین تفکرات است.هیچکس در فکر استفاده بهینه از امکانات موجود نیست همه فکر گله و شکایت هستنند.قبلا میگفتند مکانی برای فعالیت های هنری نداریم مجتمع فرهنگی برای شهر ساختنند تا چهار تا بچه که درس و زندگی را ول کردند بروند اونجا دلقکک بازی در بیاورند و اسمش بگذارند تئاتر اما اگر چهار تا بچه بخواهند بروند درس بخونن باید اجاره بدهند باید بروند فرمانداری بروند فرهنگ و ارشاد اما برای کارهای بی خاصیت هنری وقت زیاد و مکان هم فراوان و افراد هم از هر دو نوع مذکر و مونث فراوان.برای ادم هایی که باید ارزش قائل بشیم اوناها را طرد میکنیم کسی برای افتخارات همشهریهایش حاضر نیست در یک برگ اچار هم تبریکی بنویسد اما برای رشته هایی که دیگر در ایران منسوخ شده و تازه شهر ما داره کارگردان و هنرمند تئاتری به کشور میدهد پلاکارد ها صد متری چاپ میکنند با هزینه بیت المال اخه اینجا چه کسی متولی امر فرهنگ است که این افتخارات را میزان برای شهر قرار داده..........ادامه دارد
